دیکشنری فارسی

sweating

UKswetiŋ US'swetıŋ

معنی فارسی

خوي عرق کاردشوارياپرزحمت عرق کردن خوي ريختن نم پس دادن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the process of the sweat glands of the skin secreting a salty fluid “perspiration is a homeostatic process”

مترادف‌ها

noun
Exudation, sweat.

واژه‌های دیگر با معنی «خوي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن