دیکشنری فارسی

sweet scented

معنی فارسی

خوشبو معطر

مترادف‌ها

adjective
Fragrant, redolent, balmy, sweet smelling, aromatic, spicy, perfumed.

واژه‌های دیگر با معنی «خوشبو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن