دیکشنری فارسی

swingeing

معنی فارسی

زياد بزرگ سخت

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/adj.

● (انگلیس) شدید، ستهم، کوبنده

a swingeing attack

حمله‌ی کوبنده

● (نادر) عظیم، بسیار بزرگ

تعریف انگلیسی

adjective
  1. severe; punishingly bad “swingeing taxation” “swingeing damages awarded by the judge”

واژه‌های دیگر با معنی «زياد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن