دیکشنری فارسی

tailing

UKteiliŋ US'teılıŋ

معنی فارسی

پس مانده تکه انتها دنباله تعقيب.

معنی کامل و مثال‌ها

/-iŋ/n.

● (جمع - در تخمیر یا بهره‌برداری معدن یا ذوب فلز و غیره) مواد زائد، پس مانده، تفاله، باطله

● ته آجر یا سنگ یا تخته (که در دیوار کار گذاشته شده است)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of following someone secretly

واژه‌های دیگر با معنی «پس مانده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن