دیکشنری فارسی

tailored

UKteilɔːd US'teıləd

معنی فارسی

در خور مناسب.

معنی کامل و مثال‌ها

/tā´lǝrd/adj.

دست دوخت شده، (با خیاطی یا تعدیل و تنظیم) جور شده، (لباس) اندازه، مناسب، برازنده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. severely simple in line or design “a neat tailored suit” “tailored curtains”
  2. (of clothing) custom-made

واژه‌های دیگر با معنی «در خور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن