take into service معنی فارسی استخدام کردن واژههای دیگر با معنی «استخدام کردن» reengage دوباره استخدام کردن reemploy دوباره بخدمت خواندن، دوباره استخدام کردن. engage بکارگماشتن، گرفتن، استخدام کردن featherbed کش دادن کار، کارآفريني بازده گير کردن، بازده گيري کردن