talky
US'tɔkı
معنی فارسی
پرحرف حراف.
معنی کامل و مثالها
/tôk´ē/adj.
● پر حرف، وراج، پر گوی
● پر گفت و شنود، پر از مکالمه
a talky novel
یک رمان پرمکالمه
تعریف انگلیسی
adjective
- full of trivial conversation “kept from her housework by gabby neighbors”