دیکشنری فارسی

taped

UKteipt USteıpt

معنی فارسی

نوار باريک پهنک بند قيطان تسمه نوار کاغذ ته دوزي کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. secured or held in place by tape “carefully taped pieces of glass served as a windowpane”
  2. recorded on tape

واژه‌های دیگر با معنی «نوار باريک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن