دیکشنری فارسی

tapped

UKtæpt UStæpt

معنی فارسی

شير ، توپي ، سوراخ ،

نوشابه (بادرنظر گرفتن خوبي وبدي ان) ، قلاويز

تعریف انگلیسی

adjective
  1. in a condition for letting out liquid drawn out as by piercing or drawing a plug “latex from tapped rubber trees”

مترادف‌ها

adjective
Abroach, broached, on tap.

واژه‌های دیگر با معنی «شير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن