دیکشنری فارسی

tapping

UKtæpiŋ US'tæpıŋ

معنی فارسی

شير ، توپي ، سوراخ ،

نوشابه (بادرنظر گرفتن خوبي وبدي ان) ، قلاويز

معنی کامل و مثال‌ها

/tap´iŋ/n.

● عمل ضربه زنی آهسته، آرام کوبی

● (جمع) آبگونه‌ی جمع آوری شده از راه شهدکشی یا آبکشی، مشروب در آورده شده از بشکه

تعریف انگلیسی

noun
  1. the sound of light blow or knock “he heard the tapping of the man's cane”

واژه‌های دیگر با معنی «شير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن