tapping
UKtæpiŋ
US'tæpıŋ
معنی فارسی
شير ، توپي ، سوراخ ،
نوشابه (بادرنظر گرفتن خوبي وبدي ان) ، قلاويز
معنی کامل و مثالها
/tap´iŋ/n.
● عمل ضربه زنی آهسته، آرام کوبی
● (جمع) آبگونهی جمع آوری شده از راه شهدکشی یا آبکشی، مشروب در آورده شده از بشکه
تعریف انگلیسی
noun
- the sound of light blow or knock “he heard the tapping of the man's cane”