دیکشنری فارسی

tastable

معنی فارسی

مزه طعم چشايي ذائقه ميل تمايل رغبت ذوق سليقه خرده نمونه

مترادف‌ها

adjective
Savory, relishing, gustable.

واژه‌های دیگر با معنی «مزه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن