tasten معنی فارسی محکم شدن سفت شدن چسبيدن خود را گرفتن واژههای دیگر با معنی «محکم شدن» anchor (.n): لنگر، لنگر کشتي.(.vt.& vi): لنگر انداختن، (مج.) محکم شدن band بند و زنجير، تسمه يا بند مخصوص محکم کردن، نوار bash محکم زدن، در هم کوفتن، کوفتن tighten سفت کردن، محکم کردن، تنگ کردن rigidify سفت شدن، سخت شدن، محکم کردن.