دیکشنری فارسی

tau

معنی فارسی

تو

معنی کامل و مثال‌ها

/tou, tô/n.

● (نوزدهمین وات الفبای یونانی) تاو

تعریف انگلیسی

noun
  1. the 19th letter of the Greek alphabet

واژه‌های دیگر با معنی «تو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن