tendresse معنی فارسی دلسوزي رقت مهرباني شفقت ترد. واژههای دیگر با معنی «دلسوزي» pitied دلسوزي، رحم، رقت pities دلسوزي، رحم، رقت pity دلسوزي، رحم، رقت compassion دلسوزي، رحم، شفقت deplorable دلسوزي اور، دلسوز، رقت انگيز pityingly ازراه دلسوزي، ترحم کنان deplore دلسوزي کردن بر، رقت اوردن بر، رحمت اوردن بر commiserate دلسوزي کردن بر، رحم کردن بر commiseratively دلسوزي کردن بر، رحم کردن بر commiserator دلسوزي کردن بر، رحم کردن بر