the blue معنی فارسی اسمان دريا واژههای دیگر با معنی «اسمان» heaven اسمان، سپهر، گردون skies اسمان، فلک، هوا sky اسمان، فلک، هوا skiey اسمان وار، وابسته باسمان، اسماني. primum mobile اسمان دهم، محرک اصلي. heavenwards سوي اسمان skyward سوي اسمان sky scraper اسمان خراش، بادبان سه گوش بسيار بلند skyscraper اسمان خراش، رفيع، بلند. heavenward روبه اسمان، اسماني