the name of the unit of gold معنی فارسی دينار واژههای دیگر با معنی «دينار» dinar دينار penny barber دلاک ارزان يا دينار گير money of account دينار و قاز مانندآن (که تنها در حساب کردن، گفته ميشود) denarius دينار (نام پول زروسيم بابهاهاي مختلف در روم، باستان) farthing يک چهارم پني برابر با نيم سنت پول امريکا، دينار pence پني، دينار، خرده penniespence پني، دينار، خرده penny پني، دينار، خرده