the postern door معنی فارسی در عقب در عقبي در خصوصي واژههای دیگر با معنی «در عقب» postern در عقب، راه زير زميني، گريز گاه back door در عقب upstage در عقب صحنه ي تئاتر، وابسته به عقب يا بالاي صحنه، کناره گير back sight ديد عقب در نقشه برداري backpedal عقب نشيني در مقابل حريف، عقب نشيني (بوکس) postganglionic واقع در عقب عقده ي عصبي، پس دژ پيهي postnasal واقع در يا مربوط به عقب بيني، فلش پشت سوراخ بيني سوسمار. fishtail نوسان يافتن عقب ماشين در پيچها b-rules قواعدي در يک سيستم توليد به عقب cri-du-chat گربه آوايي (در عقب ماندگي ذهني)