these t. were not معنی فارسی رويه واژههای دیگر با معنی «رويه» policies رويه، خط مشي، سياست policy رويه، خط مشي، سياست procedurally رويه، طرز اقدام، طرزعمل procedure رويه، طرز اقدام، طرزعمل surface رويه، سطح، روي trihedral سه رويه، سه سطحي triacontahedral سي رويه، سي طرفي impolicy رويه غلط، بي سياستي، عدم اقتضا ostrich policy رويه کبک، سياست خود فريبي top milk رويه شير، سرشير، روشير.