دیکشنری فارسی

thews

UKθjuːz

معنی فارسی

رگ وپي ماهيچه عضله نيرو

معنی کامل و مثال‌ها

/thyōōz/n.pl., sing.

● نیروی جسمانی، تن زور، نیرومندی

● عضلات و رگ و پی

مترادف‌ها

noun plural
Muscles, sinews, brawn, muscular strength, nerve.

واژه‌های دیگر با معنی «رگ وپي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن