thick and thin معنی فارسی راسخ ثابت قدم با وفا مترادفها Whatever is in the way, all obstacles, impediments. واژههای دیگر با معنی «راسخ» willpower عزم راسخ، تصميم جدي، نيروي اراده . triumphalism ايمان راسخ و غرورآميز به صحت عقايد خود، تعصب impenetrable سوراخ نشدني، غير قابل دخول، راسخ resolute صاحب عزم، ثابت قدم، با تصميم steadied پيوسته، پيوسته و منظم، پيوسته و يکنواخت steadies پيوسته، پيوسته و منظم، پيوسته و يکنواخت steadiest پيوسته، پيوسته و منظم، پيوسته و يکنواخت steadiness پيوسته، پيوسته و منظم، پيوسته و يکنواخت steady پيوسته، پيوسته و منظم، پيوسته و يکنواخت persuasion اغوا، ترغيب، وادارسازي