دیکشنری فارسی

thrasonical

معنی فارسی

لاف زدن

معنی کامل و مثال‌ها

/thrǝ sän´i kǝl/adj.

چاخان، پر ادعا، اهل لاف و گزاف

مترادف‌ها

adjective
1. [Said of things.] Boasting, bragging, gasconading.
2. [Said of persons.] Boastful, bragging, vainglorious, ostentatious, pretentious.

واژه‌های دیگر با معنی «لاف زدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن