دیکشنری فارسی

tidings

UKtaidiŋz US'taıdıŋz

معنی فارسی

خبر

معنی کامل و مثال‌ها

/tīd´iŋz/n.pl.

خبر، آگهگان، اطلاع (اطلاعات)

good tidings

مژده، نوید

مترادف‌ها

noun plural
News (of special interest), intelligence, word, advice, information.

واژه‌های دیگر با معنی «خبر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن