دیکشنری فارسی

tiered

UKtied USti:d

معنی فارسی

رديف (کردن)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having or arranged in tiers “a tiered mound” “Pertains to noun: tier”

واژه‌های دیگر با معنی «رديف (کردن)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن