دیکشنری فارسی

tightening

UKtaitniŋ US'taıtənıŋ

معنی فارسی

سفت کردن محکم کردن تنگ کردن فشردن بستن کيپ کردن تنگ شدن

تعریف انگلیسی

noun
  1. the act of making something tighter “the tightening of economic controls”

واژه‌های دیگر با معنی «سفت کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن