time for the second daily prayer معنی فارسی ظهر واژههای دیگر با معنی «ظهر» noon ظهر، نيمروز، اوج noontime موقع ظهر، نيمروز. endorseer ظهر نويس post meridiem بعداز ظهر، پس از نصف النهار postmeridiem بعداز ظهر، پس از نيمروز . indorsement ظهر نويسي midnoon بعد از ظهر antemeridiem قبل از ظهر . afternoons هر بعد از ظهر، اغلب بعد از ظهرها qualified indorsement ظهر نويسي مقيد، ظهر نويسي برات يا سفته با ذکر مطلبي که، مسئووليت ظهر نويس را نسبت به آن چه