دیکشنری فارسی

tittle

UKtitl US'tıtəl

معنی فارسی

ذره خرده نقطه همزه

معنی کامل و مثال‌ها

/tit´'l/n.

● نقطه‌ی روی i و j و غیره، نقطه

● نشان تلفظ

● ذره، خالچه، مقدار بسیار کم

تعریف انگلیسی

noun
  1. a tiny or scarcely detectable amount

مترادف‌ها

noun
Jot, iota, whit, bit, particle, atom, grain, scrap, mite, ace, corpuscle, scintilla, speck.

واژه‌های دیگر با معنی «ذره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن