دیکشنری فارسی

whit

UKwait USwıt

معنی فارسی

ذره خرده

معنی کامل و مثال‌ها

/hwit/n.

● (معمولا در جمله های منفی) ابدا، اصلا، خرده، ذره

he was not a whit the wiser

اصلا عاقل‌تر نشده بود.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a tiny or scarcely detectable amount

مترادف‌ها

noun
Iota, jot, tittle, particle, bit, atom, grain, scrap, mite, ace, scintilla.

واژه‌های دیگر با معنی «ذره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن