دیکشنری فارسی

to anaesthetize locally

معنی فارسی

بيحس کردن سر کردن بيهوشي موضعي زدن

واژه‌های دیگر با معنی «بيحس کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن