to come by معنی فارسی رسيدن نزديک شدن واژههای دیگر با معنی «رسيدن» ripen رسيدن، عمل آمدن، آماده شدن arrive رسيدن، وارد شدن، آمدن maturate رسيدن، نرم شدن overtake رسيدن به، فرا رسيدن به، گير آوردن overtaken رسيدن به، فرا رسيدن به، گير آوردن befall در رسيدن، اتفاق افتادن، رخ دادن (براي) befallen در رسيدن، اتفاق افتادن، رخ دادن (براي) befell در رسيدن، اتفاق افتادن، رخ دادن (براي) bechance در رسيدن، اتفاق افتادن attain رسيدن به، نائل شدن به