to dally UKtoudæliː معنی فارسی بيهوده گذرانيدن واژههای دیگر با معنی «بيهوده گذرانيدن» dawdle بيهوده وقت گذرانيدن، بيهوده گذرانيدن quiddle بيهوده وقت گذرانيدن diddle فريب دادن، مغبون کردن، بيهوده وقت گذرانيدن lounge لميدن، لم دادن، تنبلانه رفتن