to deliver over معنی فارسی تحويل دادن واگذار کردن واژههای دیگر با معنی «تحويل دادن» give in charge تحويل پليس دادن handover تحويل و تحول کردن سيستم کنترل هواپيماها، تحويل دادن hand over تسليم کردن، تحويل دادن. redeliver از نو نجات دادن، دوباره مستخلص کردن، دوباره تحويل دادن. bail ضمانت، ضامن، ضامن (کسي) شدن cash dispenser پرداخت کننده پول، تحويل دار خودکار، ماشيني که با داخل نمودن کارت مخصوص و