hand over معنی فارسی تسليم کردن تحويل دادن. واژههای دیگر با معنی «تسليم کردن» surrender تسليم کردن، واگذار کردن، سپردن hand on تسليم کردن، پي درپي وبتواتر چيزي را رساندن. submit تسليم کردن، سپردن، واگذار کردن submittal تسليم کردن، سپردن، واگذار کردن extradite تسليم کردن، ردکردن، بدولت متبوع خود دادن infeoff صاحب ملک کردن، تسليم کردن، واگذار کردن betrayment خيانت، تسليم به دشمن کردن، غمازي consign واگذارکردن، سپردن، تسليم کردن consignable واگذارکردن، سپردن، تسليم کردن betry گيرانداختن، لو دادن، تسليم کردن