to dice away معنی فارسی باختن واژههای دیگر با معنی «باختن» tank job عمدا" باختن bowled باختن توپزن در نتيجه انداختن ميله افقي، (کريکت) gamble قمارکردن، باختن، قماربازي کردن craps نوعي بازي قمار باطاس.، باختن crap بازي کراپز، باختن shut out (ورزش) پوان نياوردن، باختن. blanch سفيدکردن، پوست کندن، رنگ پريده کردن lose گم کردن، از دست دادن، تلف کردن