to do a guy معنی فارسی جيم شدن در رفتن واژههای دیگر با معنی «جيم شدن» french leave مرخصي بدون اطلاع قبلي، جيم شدن. pop off وراج، ناگهان ناپديدشدن، جيم شدن scarce کم، کمياب، نادر scram فورا برو، فوري رفتن، بسرعت دور شدن