to follow out معنی فارسی بپايان رسانيدن انجام دادن واژههای دیگر با معنی «بپايان رسانيدن» finish بپايان رسانيدن، تمام کردن، تکميل کردن dont کردن، نمودن، بپايان رسانيدن dost نمودن، کردن، گذرانيدن