to give suck AT معنی فارسی مکيدن مک زدن واژههای دیگر با معنی «مکيدن» suck مکيدن، مک زدن، خوردن (شير) thumb-sucking شست مکيدن sucking reflex بازتاب مکيدن fellate در دهان گرفتن و مکيدن آلت تناسلي مرد siphonage عمل سيفون کردن يا با لوله بيرون مکيدن vampirism اعتقاد بوجود vampire، خون مکيدن reabsorb باز در اشاميدن، دوباره مکيدن و جذب کردن. aspiratory وابسته به دمزني، تنفسي، وابسته به مکيدن haustellate داراي الت مکنده، مربوط به حشرات مکنده، مساعد براي مکيدن absorb جذب کردن، مجذوب کردن، کشيدن