to give the time of day معنی فارسی سلام کردن واژههای دیگر با معنی «سلام کردن» greet سلام کردن، درودگفتن به، برخوردکردن با salute سلام (نظامي) کردن، سلام دادن (به)، بوسيدن salaam سلام، سلام کردن. hail تگرگ، تگرگ باريدني، سلام