to hold IN respect معنی فارسی احترام کردن احترام گزاردن به محترم داشتن واژههای دیگر با معنی «احترام کردن» honored احترام کردن به، عزت دادن به، قبول کردن honoring احترام کردن به، عزت دادن به، قبول کردن honour احترام کردن به، عزت دادن به، قبول کردن venerate محترم داشتن، احترام کردن hallow شخص مقدس، مقدس کردن، تقديس کردن honor (honour) احترام، عزت، افتخار reverence حرمت، احترام، تکريم Revere حرمت کردن، احترام گزاردن