to hold responsible معنی فارسی مسئول کردن مسئول قرار دادن واژههای دیگر با معنی «مسئول کردن» cryptocustodian مسئول نگهداري يا کار کردن يا انهدام، وسايل رمز implied trust مسئوليت فرضي، امانت فرضي، حالتي است که کسي به حکم مندرج در قانون honcho رييس، سردسته، همه کاره