to kick over the traces
UKtoukikouvərðtreisiz
معنی فارسی
سرپيچي کردن ، لگدپراندن ،
لگدزدن چنانکه يا ان ورپاسرنگه بيفتد
سرپيچي کردن ، لگدپراندن ،
لگدزدن چنانکه يا ان ورپاسرنگه بيفتد
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن