to kiss the ground معنی فارسی پست شدن خودراپست کردن تواضع کردن زمين بوسيدن واژههای دیگر با معنی «پست شدن» degenerate فاسد شدن، پست تر شدن، رو به پستي يا انحطاط گذاردن grovel دمرخوابيدن، سينه مال رفتن، پست شدن يابودن