to reason out معنی فارسی انديشيدن فکر کردن در واژههای دیگر با معنی «انديشيدن» speculate انديشيدن، انديشه کردن، تفکر کردن excogitate انديشيدن، انديشه کردن، پيداکردن creative thinking انديشيدن آفرينشي، تفکر اخلاق paralogical thinking انديشيدن سفسطه آميز primary process thinking انديشيدن در فرايند نخستين deliberate شورکردن، مشورت کردن، انديشه کردن scheme طرح، نقشه، ترتيب