to run f. of معنی فارسی تصادم کردن با واژههای دیگر با معنی «تصادم کردن با» strike زدن، خوردن به، تصادم کردن با wham صداي تصادم، صداي بهم خوردن اجسام جامد، با تصادم ايجاد صدا کردن. prang حمله با هواپيماي بمب افکن، تصادم، سخت بمباران کردن