tortures
UKtɔːtʃəz
US'tɔ:tʃəz
معنی فارسی
شکنجه عذاب زجر عذاب دادن شکنجه کردن ازار کردن معذب داشتن
شکنجه عذاب زجر عذاب دادن شکنجه کردن ازار کردن معذب داشتن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن