trabeculate معنی فارسی ميله ميله ميله دار. واژههای دیگر با معنی «ميله ميله» shaft ميله، استوانه، ميله mandrel or dril ميله، سينه، قالب mandril ميله، سنبه، قالب virgule ميله، علامتي بدين شکل، اريبي. pintle ميله، ميل، محور space ميله، ساقه بي برگ ميوه دار trabecula ميله ميله، داراي فواصل در بين ياخته ها. trabecular ميله ميله . tie rod ميله کش، کشن towbar ميله کشش، اهرم يدک کش، اهرم پيش قطار