transmission facility معنی فارسی وسيله انتقال واژههای دیگر با معنی «وسيله انتقال» circulating medium وسيله انتقال قدرت خريد transhipment انتقال محموله از يک وسيله نقليه به، وسيله نقليه ديگر transshipment انتقال به کشتي يا وسيله نقليه ديگري. trasship بکشتي يا وسيله نقليه ديگري انتقال دادن. LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع) LED printer [چاپگر LED]، شکل خلاصه شده light-emitting diode printer، يک نوع OLE با تلفظ ((الي))، سرنام عبارت "object linking and، " embedding روشي براي انتقال و تبادل اطلاعات بين glitch يک اشتباه کوچک که باعث ايجاد اشتباه در، انتقال اطلاعات مي شود، خرابي تصادفي يا موقتي در سخت افزار asynchronous transmission اطلاعات در فواصل زماني بدون قاعده و، نامنظم به وسيله قراردادن يک بيت شروع، قبل از هر کاراکتر و يک بيت خاتمه پس air-cooled engine موتور پيستوني که گرماي تلف شده آن به، وسيله پره ها يا تيغه هاي دور سيلندر، مستقيما به جريان هوا انتقال مييابد