trapzezist معنی فارسی بند باز اکروبات. واژههای دیگر با معنی «بند باز» rope dancer بند باز، ريسمان باز ropewalker بند باز، ريسمان باز unleash از بند باز کردن، رهاکردن. unmuzzle پوزه بند را باز کردن.، از قيد و ملاحظه آزاد کردن unlace بند کفش و غيره را باز کردن، گشودن.، توري جامه را جدا کردن يا در آوردن galoot ملوان، بند باز، ادم احمق. wire dancer سيم باز، کسيکه که روي سيم ميرقصد و بازي ميکند، بند باز ropedancer بندباز، ريسمان باز، اکروبات بند باز. roadblock وسيله انسداد جاده .، راهگير بر پا کردن، راه بند ساختن cole نوعي کلم، چشم بند، شعبده باز