دیکشنری فارسی

trickish

معنی فارسی

گول زن نيرنگ باز وسيله دار

معنی کامل و مثال‌ها

/trik´ish/adj.

● دغلکار، حیله گر، محیل، مکار

● حیله گرانه، مکارانه

مترادف‌ها

adjective
Knavish, artful, deceitful, wily, dishonest, roguish, unprincipled, tricky, fraudulently cunning, mischievously subtle.

واژه‌های دیگر با معنی «گول زن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن