دیکشنری فارسی

tritely

UKtraitiːliː

معنی فارسی

پيش پا افتاده کهنه مبتذل

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a trite manner “tritely expressed emotions” “Derived from adjective: trite”

واژه‌های دیگر با معنی «پيش پا افتاده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن