trueheartedness معنی فارسی صميمي بي ريا پاکباز پاکدل پاک نهاد. واژههای دیگر با معنی «صميمي» intimate صميمي، نزديک، ناشي از اشنايي devoted صميمي، فداکار، مخلص wholeheartedly صميمي، يکدل، از صميم دل. chummy صميمي، خوش مشرب، يار. true hearted صميمي، بي ريا true-hearted صميمي wholehearted (wholeheartedly) صميمي، يکدل، از صميم دل. hand in glove خيلي صميمي، خيلي نزديک، دوست يک دل ويکزبان hail fellow دوست صميمي، صميمي، نزديک hail-fellow دوست صميمي، صميمي، نزديک